کد خبر: 52968
|
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۵/۰۲ - ۱۳:۳۶

در ایران اما وضع کمی متفاوت است. بنا بر تایید محافظه کارترین تحلیلگران  سیاسی، مردم در انتخابات ریاست جمهوری، علی رغم تمام دغدغه های اقتصادی به یک دلیل دوباره به روحانی رای دادند و آن حمایت اصلاح طلبان بود.


نویسنده: هیرش سعیدیان

ائتلاف احزاب و جریانات سیاسی در کمپین های انتخاباتی در کشورهای دارای نظام سیاسی مبتنی بر مردم سالاری امری مرسوم است. هر حزب با توجه به وزن و میزان محبوبیت خود، مردم را به رای دادن به ائتلاف ترغیب می کند و در صورت پیروزی ائتلاف، کابینه از وزرایی انتخاب می شود  که توسط احزاب عضو ائتلاف معرفی می شوند . زیرا مردم به خاطر فراخوان این احزاب به این ائتلاف رای داده اند و انعکاس وزن احزاب و جریانات در کابینه به معنای تحقق رای مردم است .

در ایران اما وضع کمی متفاوت است. بنا بر تایید محافظه کارترین تحلیلگران  سیاسی، مردم در انتخابات ریاست جمهوری، علی رغم تمام دغدغه های اقتصادی به یک دلیل دوباره به روحانی رای دادند و آن حمایت اصلاح طلبان بود. انتخابات در ایران به انتصابات اصلاح طلبان بدل شده است. اکثر لیست‌های مورد تایید شورای عالی  سیاستگذاری اصلاح طلبان به ریاست دکتر عارف در انتخابات پنجم شورای شهر و روستا از سوی مردم مهر تایید دریافت می‌کند. در گزینش پارلمان اگر کاندیدای مجرب  از سد شورای نگهبان عبور کند، می تواند به صرف داشتن تایید اردوگاه اصلاحات از انتخابش مطمئن باشد. این قاعده به شکل سلیس تری در انتخاب رئیس جمهوری حاکم و نافذ است. تبدیل  اعتدال به یک گفتمان محبوب  به پشتوانه چهره هایی همچون واعظی و آشنا و .... به مطایبه شبیه‌تر است تا واقعیت سیاسی.

البته که روحانی را اصلاح طلبان با خون دل و پرداخت هزینه ای گزاف چند ساله دوباره به پاستور فرستادند. اگر اصلاحات نبود، آیا روحانی رئیس جمهور بود؟ پس از پیروزی چهره های شاخص اصلاح طلب به سراغ روحانی می روند و از ایشان تقاضا می‌کنند تا ...به جای چهره‌های اصولگرا که مردم در انتخابات به آنها  نه گفتند  کابینه را به رنگ اصلاح طلبی در آورد تا مردم بازتاب رای شان را ببینند. وزیر ارتباطات و از مقامات ارشد حزب اعتدال و توسعه این درخواست را اما مذموم و سهم خواهی می داند، واعظی معتقد است که اصلاح طلبان حق ندارند تا درخواست نمایند چهره های شاخص‌شان وارد کابینه شوند. حسام الدین آشنا که اظهار نظر‌هایش با واکنش منفی در شبکه های اجتماعی و در میان جوانان روبه رو شده است، نسبت به این موضوع واکنشی شدیدتر نشان داده است و اظهارات محمدرضا عارف را مصداق سهم خواهی قلمداد کرده است.

بدیهی است که لیدرهای اصلاح طلب اشتباه می‌کنند، اگر چه‌ در پاسخ سعی در توجیه دارند و با شرم و آزرم تلاش دارند تا توضیح دهند که این سهم خواهی نیست. البته که اصلاح طلبان و درصدر آنها محمدرضا عارف  به عنوان رئیس شورای عالی و فراکسیون امید  موظف هستند که برای پیشرفت کشور پیشنهاد بدهند. مردم آنها را موظف کرده‌اند تا پیگیر رای شان باشند، تا به روحانی بگویند که این مردم به خاطر ربیعی و رحمانی فضلی و نهاوندیان و آشنا و واعظی نبود که به او رای دادند، بلکه به خاطر توصیه و تلاش دهها چهره و سخنران اصلاح طلب بود که آنها را قانع کردند درست است نمی توان به دلایلی یک اصلاح طلب را در پاستور دید، اما روحانی مرد عمل به وعده‌هاست و او شریکی قابل اعتماد است.

این مردم اگر بدانند که وزیر ارتباطات به عنوان شخصی که تمام تلاشش را به کار بست تا مطهری و پزشکیان در هیئت رئیسه مجلس حضور نداشته باشند و اصلاح طلبان را تضعیف نماید،  حال پس از پیروزی حضور خود در کابینه را امری بدیهی می‌داند و آمدن اصلاح طلبان را مذموم، چه احساسی خواهند یافت.

آیا نتیجه رای مردم به این معنی است که واعظی و آشنا و ... ابقا شوند و اصلاح طلبان مطرود؟ اگر ادبیات مملو از دورویی سیاسی، درخواست برای در نظر گرفتن رای مردم را سهم خواهی می‌داند، بگذار بگویند. بگذار هر نامی می خواهند بر روی تلاش برای  تحقق اراده  رای دهندگان اصلاح طلب بگذارند.

روحانی  اگر در چینش کابینه اش اکثریت را به اصلاح طلبان نسپارد و در مقابل جریانی را که مردم آشکارا در انتخابات به آنها رای منفی داد دوباره بر قوه مجریه مسلط سازد، آیا می‌تواند ادعا کند که به عهد خود با مردم وفادار بوده است؟


نظرات

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر

* تکمیل موارد ستاره دار ضروری است
(نمایش داده نخواهد شد)
 
1000