کد خبر: 52811
|
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۲۳ - ۱۵:۰۵
خاطرات خواندنی پیشکسوتان جهاد و مقاومت:

غواصان لشکر 41 ثارالله و یگان‌های دیگر وارد رودخانه وحشی اروند رود (با 50، 60 کیلومتر سرعت) شدند. دیری نپایید که رودخانه طغیان کرده و طوفانی شد و هم‌زمان بارندگی شدید آغاز و فضای قرارگاه خاتم (ص)، قرارگاه‌های تابعه و لشکرهای عمل‌کننده بحرانی شد و همه فرماندهان و نیروها نگران غواصان.


نویسنده: سرهنگ حمید فراهانی

غواصان لشکر 41 ثارالله و یگان‌های دیگر وارد رودخانه وحشی اروند رود (با 50، 60 کیلومتر سرعت) شدند. دیری نپایید که رودخانه طغیان کرده و طوفانی شد و هم‌زمان بارندگی شدید آغاز و فضای قرارگاه خاتم (ص)، قرارگاه‌های تابعه و لشکرهای عمل‌کننده بحرانی شد و همه فرماندهان و نیروها نگران غواصان.

در چنین شرایطی عراقی‌ها هم شروع کردند به ریختن آتش سنگین و توأم سطح​​ رودخانه را به زیر رگبار مسلسل بستند. گلوله‌هایی بود که سطح آب را پوشانده و تنها سرخی گلوله بود و طوفان و نیروهای غواص درون آب.

تمامی فرماندهان قرارگاه مرکزی سپاه و بسیج و نیروها، که کاملاً نومید شده بودند سر به سجده ساییده و به درگاه خداوند متعال با استغاثه و ناله و سوزوگداز در انتظار حصول عنایتی ازسوی حضرت دوست. طوفان بود و باران بود و آتش...و این‌سو سجده و اشک و ناله و انقطاع کامل و تنها امیدواری به لطف حضرت حق.

غواصان درون آب، در گرداب و طوفان، باران و آتش سرگردان و به هر سو کشیده می‌شوند و دیگر اختیار مسیر حرکت از آنها سلب شده است. این جریان آب است که تعیین مسیر را دراختیار دارد. دربرابر اجرای آتش دشمن غواصان بدون کوچک‌ترین واکنشی و تنها با توکل به خدا همه چیز را به او که راهنمای حقیقی است سپردند. تدبیر و آرامش غواصان و لطف خداوند موجب شده حتی یک نفر شلیک نکند.

در یک لحظه آتش دشمن قطع می‌شود و این به‌منزله این است که دشمن غافلگیر بوده و به‌خاطر احتیاط اقدام به آتش کرده است. راستی اگر یک نفر شلیک می‌کرد چه سرنوشتی برای غواصان رقم می‌خورد؟ لورفتن عملیات و مفقودشدن چندین هزار غواص!
تصورش هم سنگین است که نیروهای غواص درون آب و لورفتن عملیات! لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظيم...
اصلاً یکی از مهم‌ترین علت‌های اصلی مخالفت فرماندهان تا آخرین زمان که چاره‌ای جز عملیات نداشتند همین وضعیت بود اما چاره‌ای دیگر بود؟

درنهایت دو سه روز قبل از عملیات آقا محسن (فرمانده وقت سپاه را می‌گم) تصمیم گرفت با فانتوم (به‌خاطر اقدامی سریع) خدمت امام رفته کسب تکلیف کند.

وی پس از شرح وضعیت تقاضای استخاره می‌کند.

امام: "تدبیر کرده‌اید؟"
آقا محسن: "بله."
امام: "برید انجام دهید این عملیات فرماندهی‌اش با خود خداست." (الله اکبر از این توکل روح عارف بی‌نظیر)

از طرف دیگر یکی دو نفر از غواصان لشکر که در کوران نبرد غواصان با آب و آتش و بوران، تاریکی هوا و ظلمات هوای بارانی، جنگی را قبل از نبرد با دشمن آغاز کرده بودند؛ وارد قرارگاه لشکر41 ثارالله شده و همه را مبهوت خود می‌کنند.
هجمه سؤال‌ها بر قرارگاه حاکم شده و در وهله اول انگار کسی جرأت سؤال کردن را ندارد.

واقعاً چه چیزی باعث چنین وضعیتی شده است؟ این دو نفر اینجا؟!

یکی از غواصان: "حاج قاسم تو را به خدا ما را با نیروهای موج بعدی بفرستید. طوفان ارتباط زنجیری غواصان را پاره کرده، همه از هم پاشیدند، آب هر غواصی را به سمتی می‌کشاند، وضعیت غیر قابل تصوری در آب و بچه‌ها حاکم شده، خدا به دادشان برسد...

مدام آب داخل دهان غواصان رفته و مجدداً خارج می‌شود و مدام درحال تهوع و... می‌باشند. نمی‌دانم چقدر می‌توانند دوام بیاورند و از خفگی خود را نجات دهند. در این شرایط جز معجزه از کسی کاری ساخته نیست.

بله عاشقان سیر الی الله و عاشقان روح‌الله در نبردی بی‌امان با طبیعتی ستیز می‌کنند که تحت فرمان خداست و حکمت باری تعالی بر طبیعت حاکم.

اما مگر می‌شود نیل بر روی پیروان حضرت موسی باز شود، اما بر پیروان رسول‌الله و خمینی؛ همان‌ها که با خون خود دینش را یاری می‌کنند.

اطلاع فوق از وضعیت غواصان در قرارگاه لشکر41 ثارالله فضای موجود را بسیار سنگین‌تر کرد خصوصاً اینکه این دو نفر (دقیقاً یادم نیست شاید یک نفر) به‌صورت جزءبه‌جزء موقعیت و وضعیت نیروها را ترسیم کردند. لحظات تکان‌دهنده‌ای بر اتاق بی‌سیم فرماندهی حاکم شده است. حاج قاسم نگران و مضطرب مدام ذکر یا بی‌بی فاطمه زهرا سلام الله علیها را با تمام وجود بر دل و زبان خود جاری می‌کند. او در اتاق بیسیم چشم امید به حضرت دوست و یاری ائمه معصومین علیهم‌السلام دوخته است تا شاید بی‌سیم غواصان فعال شده و بگوید:

قاسم قاسم احمد، قاسم قاسم احمد

ولی خبری از حاج احمد امینی فرمانده غواصان بگوش نمیرسه‼

حاج قاسم با اشک چشمانش و با ذکر نام خدا و اولیاء الله امید به تماس بی‌سیم دوخته تا شاید صدای حاج احمد امینی را با دل و جان استماع کند.

تلاطم امواج رودخانه، نواخت آب بر سر و صورت نیروهای غواص چون ترکه یا سیلی سنگینی می‌ماند که مدام بر چهره‌های معصومانه میوه‌های دل خمینی نواخته می‌شود و صبر و استقامت و جنگ با آب و بی‌خبری از اوضاع به‌ویژه پراکنده‌شدن غواصان و انقطاع از تمامی تعلقات جر لقاء خداوند تبارک و تعالی و امید بستن به حضرت دوست برای شاد کردن دل امت شهیدپرور حرف دیگری در میان نیست. عجب صبری خدا دارد؛ او می‌خواهد آنچه را که فرشته‌ها نمي‌دانستند و شاید از درک آن عاجز، یعنی اشرف مخلوقات به نمایش گذاشته تا آزادی‌خواهان جهان بیاموزند رمز عبودیت، عشق، فداکاری و ایثار و شجاعت را. اینجا مدرسه عشق است و قلم در ترسیمش بر خود می‌شکافد.

شاید در این لحظات پراضطراب و دلهره، بهترین لحظه عمر حاج قاسم شنیدن صدای حاج احمد (احمد امینی فرمانده گردان غواصان بعداً در عملیات کربلای5 یا عملیات دیگری اگر اشتباه نکنم شهید شد روحش شاد) باشد. چرا که این صدا می‌تواند نوید بخش 60، 70 درصد تضمین پیروزی باشد. مهم‌تر آنکه سلامتی بچه‌ها و شادی‌بخشیدن به مردم کشورمان و...

فکر کنم یک ساعتی از وضعیت بحرانی گذشته همچنان سرها بر سجده، بعضاً درحال قدم‌زدن و یا سر بر زانو، مدام ذکر و تسبیح خداوند متعال را بر دل و زبان جاری می‌کنند. حال و هوای عجیبی بر قرارگاه تاکتیکی فرماندهی و نیروها حاکم است. واقعاً چه اتفاقی افتاده؟ از غواصان چه خبر، بچه‌ها به کدوم سمت‌وسو حرکت می‌کنند، جهت آنها به‌سمت خط و ساحل دشمن یا دهانه خلیج‌فارس و رفتن به جایی که ممکن است دیگر دست کسی به آنها نرسد‼ یا غياث المستغیثین، یا غياث من لا غیاث له؛ رحم کن بر فرزندان روح‌الله.

بی‌سیم‌ها همچنان در سکوت رادیویی که نشان از آن دارد که نیروها همچنان در آب هستند و یا در ساحل دشمن موضع گرفته‌اند و منتظر فرصتی برای ارتباط با سنگر فرماندهی.

آیا غواصان در این وضعیت قادر به فین­زدن (کفش غواصی برای پازدن و حرکت‌کردن) هستند⁉ اصلاً جریان آب در چنین شرایطی اجازه فین‌زدن را خواهد داد⁉ آیا بچه‌ها می‌توانند خود را به ساحل دشمن برسانند⁉ تازه اگر به ساحل دشمن هم برسند چگونه خود را از انبوه موانع طبیعی و مصنوعی به سلامت به سنگرهای عراقی برسانند⁉️
باید از میان انبوهی از موانع مصنوعی که شامل:

تله‌های فوگاز (تله‌ای که با برخورد به آن منطقه چون روز روشن می‌شود) و انفجاری، میادین مین، سیم‌های خاردار حلقوی و فرشی، گل و لای و چولان‌ها (مثل نیزار)، کمین های دشمن و...یکی یکی عبور کرده و این حجم موانع و استحکامات را پشت سر گذاشته و سپس با زدن به خط مقدم نیروهای عراقی، اولین خط دشمن را متزلزل نموده تا موج اول نیروهای قایق سوار وارد عمل شده و پس از شکستن و پاکسازی خط اول آماده کشیدن به عمق منطقه عملیاتی شوند.

 الله اکبر؛ یادشان بخیر شب‌های قبل از عملیات در بحبوحه آموزش، غواصان درون نخلستان‌ها چه نماز شبی را مخفیانه ادا می‌کردند؛ آن‌هم در سیاهی شب و سردی زمستان، و پس از یکی دو نوبت تمرین عبور از رودخانه که تمرینی بسیار مشکل در این فصل از سال می‌باشد.

ناگفته نماند در این عملیات حدود چند هزار نیروی غواص، از لشکرهای مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درون آب درحال عبور از اروند هستند که فقط  لشکر ثارالله در این سطور موردبررسی قرار گرفته است.

نکته: نیروهای غواص برای جلوگیری از ایجاد امواج تا لحظات قبل از زدن به دشمن نباید بی‌سیم‌های خود را روشن و ارتباط برقرار کنند، مبادا عملیات لو رفته و دشمن هوشیار شود؛ ضمن اینکه پس از رسیدن به مقصد بی‌سیم باید روشن و پس از اعلام رمز عملیات و درگیری آغاز شود.


نظرات

هنوز هیچ نظری ثبت نشده است

ثبت نظر

* تکمیل موارد ستاره دار ضروری است
(نمایش داده نخواهد شد)
 
1000